محمد تقي جعفري

278

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

درك هويت و مختصات معلول به شناخت خصوصياتى است كه علت در جريان خود رو به ايجاد معلول ، آنها را پشتسر گذاشته است . 3 - شرايط موقعيتى كه ذهن در هنگام شناخت يا براى حصول آن دارا مىباشد تصفيهء كامل ذهن براى منعكس ساختن يك پديدهء عينى و يا آوردن يكى از واحدهاى بايگانى شده در ضمير ناآگاه بقدرى دشوار است كه شايد امكان ناپذير بوده باشد . آدمى با سرعت از دوران كودكى كه داراى ذهن صاف و خالى است ، عبور مىنمايد و از راه حواس و بوسيلهء خواسته‌هاى طبيعى كه تدريجاً با به كار افتادن غرايز سر برميكشند ، ذهن را با دريافتهاى گوناگون اشغال مىكند . نمىخواهيم بگوئيم كه صفحه آگاه ذهن كه مجاور برون ذات و جهان عينى است ، همواره تحت اشغال دريافتشده‌هاى گوناگونست ، بلكه مىگوئيم اين دريافتشده‌ها مخصوصاً هر اندازه كه سطوح روانى را بعنوان واحدهاى فعال اشغال نمايد . تأثيرى قابل توجه در انعكاسهاى ذهنى بوجود مىآورد ، بعنوان مثال كسى كه قدرت را بعنوان اساسىترين عامل حيات انسانها دريافت نموده است ، هر حادثهء انسانى كه از جهان عينى در ذهنش منعكس گردد ، به ملاك پديدهء قدرت در ذهن مفروض تفسير و توجيه مىگردد ، به همين جهت است كه مىگوئيم شناختهاى ما همواره از طرف عوامل متمركز در سطوح روانى ما تهديد به تصرف و حذف و انتخاب ميشوند ، اين عوامل از محيط طبيعى و قلمرو اجتماعى و رويدادهاى محاسبه نشده و زمينه هائى كه وراثت بوجود مىآورد ، در منعكس شدن دريافتشده‌ها در ذهن بوجود مىآيند . براى دريافت و منعكس ساختن يك نمود عينى يا يك واحد بايگانى شده در ضمير ناآگاه ، بطور محض و خالص قدرت تجريد ذهنى لازم است كه بتواند از مخلوط شدن نمود انعكاسى با عوامل دريافتشدهء پيشين جلوگيرى نمايد . معمولا هر كسى در گذرگاه عمرش دير يا زود مانند عنكبوت در ميان تارهائى